خرید بک لینک
هنوز کاملا هوا روشن نشده بود. گرگ و میش بود که سوار خودرو شد. آخرین نفر بود. عادت داشت آخرین کاری که میکند این باشد که برود دستشویی. چه قبل از خواب، چه قبل از اینکه بیرون برود -حالا چه براى مسافرت باشد چه براى رفتن به بازار و خرید ساده یا معدود دفعاتی که با خانواده به پارک میرفتند- . از زیر قرآن رد شده بود و مادربزرگ، آن پارچه بزرگ و درازی را که آیتالکرسی رویش نوشته شده بود دور گردنش انداخته بود و گونهاش را بوسیده بود. درست نمیتوانست خداحافظی کند. بغض گلویش را فشار میداد. از درون ماشین، قبل از اینکه کاملا از در خانه خارج شود، به زحمت خداحافظی کرد و پنجره را بالا کشید و چشمهایش را بست. خیسی روی گونههایش حس شد. پتوی مسافرتی را -که پدر دوتا از آن را گذاشته بود بین او و خواهرش- باز کرد و روی سرش کشید تا خواهر کوچکترش گریه کردن او را نبیند. مادرش اما از آیینه جلوی صندلی شاگرد او را زیرنظر داشت. درون خودرو ساکت بود تا اینکه مادر، نوار کاست را درون ضبط گذاشت. صدای تار و تنبور موسیقی سنتی با چاشنی آنچه پسرک به او «هوارکشیدن خواننده» میگفت، بیشتر اعصاب پسرک را خرد میکرد. پسرک داشت فکر میکرد احتمالا پنج- شش ساعت دیگر که برسند، بهجای آنکه مشغول بازی کردن با پسرعمو و پسرعمههایش باشد، سیزده بهدر را گوشه خانه سر میکند. از آن بدتر، پیشنهاد رفتن به پارک کوچک کنار خانه بود. پسرک اصلا چهارنفری پارک رفتن را دوست نداشت. بهنظرش پارک رفتن فقط آن وقتی تفریح بود که به اندازه دو تا تیم فوتبال برای گلکوچک، آدم همراهش باشند. پتو را از سرش کنار کشید. از مادرش پرسید: «مامان! مگه قرار نبود امسال برگردیم شهر خودمون؟ پس کی برمیگردیم؟» مادرش پاسخی نداشت. گفت: «کار باباتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 30 خرداد 1401 ساعت: 1:42

بسم الله الرحمن الرحیم راستش را بخواهی یادم نمی آید که آرزویم برآورده شده باشد هیچ وقت، و ما ١٣به در را کنار بقیه فامیل باشیم. حتى آن ١٣ به دری که پنجشنبه بود، جایی نرفتیم. گوشه خانه آقاجون اینها نشستیم چون آقاجون حالش بد بود و نمیتوانست بیرون بیاید، بقیه فامیل هم بودند. البته باز بهتر از سال های قبل بود که تهران تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 0:48

... به عرف های مسخره و تصورهای غلط و رسم های جاهلی.

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:14

برای یک پسر خیلی زشت است که اینطوری باشد. اما من همینطوری ام. وقت هایی که کار دارم، همه چیز خوب پیش میرود، اما امان از وقت هایی که فرصت فکر کردن دارم...آشوب میشوم و تکه تکه و منهدم و بعد سریع میروم توی خودم. و سرم سوت میکشد. بعد، تحمل هیچکس را ندارم. تحمل هیچ چیز را ندارم. نه میخواهم بنشینم، نه میخواهم بلند شوم و راه بروم. و نه میتوانم این دو را... دوست داشتم یک نفر بود که این موقع شب زنگ بزنم بهشادامه مطلب

برچسب: برسان, نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:14

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: فروخورده,نگهدار, نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 19:48

من هرچقدر هم بخوام کتمان کنم یا بی تفاوت باشم نمیشه. و درد آدم رو بزرگ میکنه. دردهاى هرکس هم به قدر وسع خودشه. لکن دنیا عوض شده. دنیا، دنیای سعدی و حافظ و صائب و حتی فاضل نیست. همه چیش عوض شده. من دارم تو منجلاب سنت دست و پا میزنم. من هرچقدر هم سیاسی باشم یا سعی کنم طبق قاعده، وحشی باشم، بازم نمیتونم. من هنوز وقتی بچه گربه میبینم دلم غنج میره. دلم نمیاد سوسک ها و مگس هارو بکشم. هنوز بوی گل یاس دیادامه مطلب

برچسب: جستجوی,تایلر,داردن, نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 19:48

دیشب یکى از رفقا میگفت تو جمع مذهبى هاى مدرسه سابق، میخواستن مثال اسلام ناب بزنن، بحث شده بود که اسلام ناب رو کى مشخص میکنه و چه معیارى هست براش؟ اونا هم گفته بودن واضحه دیگه، مثلا همین روح الله رو ببین، نمونه انحرافه. وقتى بتونیم انحراف رو بفهمیم، اسلام ناب رو هم فهمیدیم! ما هیچ؛ ما نگاه! ادامه مطلب

برچسب: گناه, نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 20:21

بسم الله الرحمن الرحیم مرداد٨٨ آقا بعد از ماجراى معاون اولى مشایى در سخنرانى اى گفتند: " من مىبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:55

بسم الله الرحمن الرحیم آن طور که من فهمیده ام عصمتى که شیعه درباره پیامبر، ائمه و حضرت زهرا قائل است، یعنى ضمانت خدا مبنى بر اینکه این ١٤ نفر از هرگونه خطایى مبرا هستند. خدا این ضمانت را درباره هیچ کس دیگرى نداده است. اما این به این معنا نیست که هیچ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:28

بسم الله الرحمن الرحیم بنده احمدى نژاد را اصلح میان رجال سیاسى ایران میدانستم. این به این معنا نیست که او را برى از هر خطاى عملکردى و اعتقادى بدانم. به قول یکى از دوستان، از ٢٠ به احمدى نژاد ١٧ میدهم. معتقدم او نگاه دقیقى به مشکلات کشور دارد و با اعتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:29

بِسْم الله الرحمن الرحیم یکى از خوشحالى هاى دیگر من این است که خدا به من اجازه داده که همنشین بعضى از بنده هاى خوبش باشم. و بنده هاى خوبش را دوست داشته باشم. هیئت بروم، روضه گوش بدهم و اینجور کارها. و اصلا چه چیزى بهتر از این؟ تابستان ٩٥ نزدیک ٤٠-٥٠ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:28

بسم الله الرحمن الرحیم منطقی که بین تعداد زیادی از حزب اللهی ها رواج دارد و مرا بیشتر از فن پیج حامد زمانی بودن عذاب میدهد، منطق امنیت و منافع ملی است. مثلا درقبال سوریه میتوان دو موضع گرفت که نتیجه اش ورود مستقیم به سوریه باشد. یک موضع اینکه بگوییم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 6:28

بِسْم الله الرحمن الرحیم


"هو"

میگفت کسی که مولاش علی باشه، دیگه باید نگران چی باشه؟ چرا غم بخوره؟


برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 12:48

بسم الله خدایا لطفا نهایت بریدن [ از همه ] به سوى خودت را به من عطا کن تا بمیرم پیش از آنکه بمیرم:) خدایا بى زحمت یک نگاهى به من بیانداز... خدایا من اگر چیزى دارم تا الان، از صدقه سرى امام حسین است، لطفا به زور کتک هم که شده مرا دم خانه امام حسین نگه دار. خدایا به این اشک چشم که ساعت ٣:٢٣ دقیقه شبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:03

بِسْم الله در یکى از کانال هاى برادران عدالتخواه مطلبى گذاشته شد که هرچه خواستم نقدش را بنویسم بدهم دست بقیه دوستان و فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که احتمالا کسى قبول نمیکند مطلب را منتشر کند و در عوض مرا هم مسخره میکنند احتمالا. گفتم بگذارم همینجا که روزى ١٧-١٨ تا بازدید دارد تا حداقل سکوت نکرده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حمید صمیمی تاريخ: سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت: 3:03

صفحه بندی