بِسْم الله
البته یک خوبی این قضیه تبدیل شدن لیلا به خدا و پیغمبر ما این است که مى شود این طور تصور کرد که این مرحله یک مرحله تا خداست!
یعنى شما توجه بفرمایید که تا یک وقتی یک نَفَر هواى نفسش خدا و پیغمبرش باشد و از یک وقتی به بعد، یک نَفَر دیگر بشود خدا و پیغمبرش. خب این بالاخره پیشرفتی است برای خودش!
بعد همانطور که پیش از آن از هواى نفسش عبور کرده بود و یک نَفَر دیگر را براى خدایى و پیغمبرى برگزیده بود، حالا هم از آن یک نَفَر عبور میکند و خدا و پیغمبرش را پیدا میکند.
اصلا این همان از مقامات تبتل تا فنا است که حضرت بلخى فرمودند. یعنى شما در سلوک، اول از هواى نفس خودتان میگذرید و به یک لیلایى، شمس تبریزى اى چیزى میرسید و بعد آن لیلا یا شمس تبریزى شما را به فنا میدهد و این سیر پلکانى، همان سیر پلکانى از مقامات تبتل تا فناست که بعد انسان را تا ملاقات خدا میرساند!
توجه بفرمایید که ورود به هر مرحله با کمک مرحله قبلی است. یعنى شما احتمالا ابتدائا با چیزی شبیه هواى نفستان چیزی شبیه لیلا را پیدا میکنید و بعد آن لیلا، هواى نفس شما را کنار میزند و بعد با چیزی شبیه لیلا به مرحله بعدی وارد میشوید!
این است که من معتقدم عشق زمینى است! :دى
برچسب:
نویسنده: حمید صمیمی