بِسْم الله
امشب داشتم بى دلیل در خیابان انقلاب قدم میزدم. حد فاصل چارراه ولیعصر تا میدان انقلاب را خیلى دوست دارم، مخصوصا شب ها قبل از ساعت ٩ که همه جا تعطیل بشود.
چند تا پسر بچه به شکل حاجى فیروز داشتند بین ماشین ها راه میرفتند و ساز میزدند.
بوى عید مى آید و من حقیقتا بى حس ِ بى حسم. چیزى که پیش رویم میبینم، نیست جز ورود از زمستان به بهار. نه سالى نو میشود و نه چیزى عوض میشود.
برچسب:
نویسنده: حمید صمیمی